السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

337

جواهر البلاغة ( فارسى )

و الثالث و هو اختلاف احد ركنيه فى الهاء و التاء كقوله . و سوم آنجايى كه يكى از دو ركن در هاء و تاء متفاوت باشد ، مانند سخن او : اذا جلست الى قوم لتؤنسهم * بما تحدّث من ماض و من آت فلا تعيدن حديثا انّ طبعهم * موكل بمعاداة المعادات هرگاه با گروهى بنشينى تا با سخن گفتن از گذشته و آينده با آنان انس بگيرى ، پس گفته‌اى را دوباره نگو ؛ بىشك سرشت آنان موكل دشمنىكردن با چيزهاى تكرار شده است . ( يا موكل دشمنى با تكراركردن است . ) در فارسى آقاى جلال الدين همايى آورده‌اند : « جناس لفظ يا لفظى در مقابل جناس خط آن است كه كلمات متجانس در تلفظ يكى و در كتابت مختلف باشند ؛ نظير : « خوار » و « خار » ، « خواست » و « خاست » و از اين قبيل است امثال « فطرت » ، « فترت » ، « ناضر » ، « ناظر » و « محظور » و « محذور » كه به لهجهء فارسى در تلفظ يكسان و در املاء مختلف است . » « 1 » و مثل زده‌اند : ز هر جاى خواهشگران خاستند * ز زابل مر او را همى خواستند 6 - و منها الجناس المحرّف و الجناس المصحّف . فالاوّل ما اختلف ركناه فى هيآت الحروف الحاصلة من حركاتها و سكناتها . 6 - و قسمتى از جناس ، جناس محرّف و جناس مصحّف است . اول ( محرّف ) جناسى است كه دو ركن آن در هيأت حروف كه پديدهء حركت‌ها و سكون‌هاست متفاوت است ؛ مانند : جبّة البرد جنّة البرد . جامهء برد سپر سرماست . « برد » پارچه‌اى است مخصوص يمن كه آن را برد يمانى مىگويند . و در فارسى مانند :

--> ( 1 ) - صناعات ادبى ، ص 77